مامانی عاشق

مامانی عاشق


 

چند روز گذشته همش درگیر دکتر و معاینه چشمم بودم.

متخصص خودم هیچی بهم نمیگه فقط بهم گفت برم پیش یه دکتر دیگه تا اون نظر نهایی رو بده .

روی صندلی سرد ِ درمانگاه نشستم.

چشمم به اون در چوبیه تا باز بشه و خانوم منشی اسمم رو صدادبزنه.

اسمم رو که اعلام میکنه و از در چوبی میگذرم میفهمم که ای بابا اینجا باید هفت خان رستم رو رد کنم.

پام که به قاب چهارچوب در میرسه انگار در دلشوره های دلم هم باز میشه

باز منم و صندلی های سرد و نقره ای راهرو ی درمونگاه 

گذر زمان کند میشه ، بالا وپایین شدن قلبم رو حس میکنم ، با هر پمپاژ قلبم یه عالمه ناامیدی وارد خونم میشه.

بالاخره نوبت به من میرسه و وارد اتاق میشم.

نامه و مدارک رو میذارم رو میز دکتر.

تو اتاق پر از دانشجوهاییه که زل زدن به من و گوششون به دکتره ببینن اون چه سوالی می پرسه تازود جواب رو بگن و به استادشون ثابت کنند در آینده یه دکتر خوب میشن.

کلافه پشت اون دستگاه معاینه چشم نشستم.

اگه دکتر آدم خوش اخلاقی نبود و واسه این صحبت های استاد و دانشجوییشون عذرخواهی نکرده بود مطمئنن سرشون داد میزدم و میگفتم تکلیف منو روشن کنید.

بعد از کلی بالا پایین کردن چشمم، همه دانشجو ها میرن و فقط دکتر می مونه.

میگه خوب چی میخوای از من بشنوی؟

میگم هرچیزی که لازمه بدونم. میگم متخصص خودم میگه چون تازه عمل شدی عملت نمیکنم. میگه به خودت زمان بده بعدش شما رو معرفی کرده بیام شمام چشمم رو معاینه کنید.

میگم دکتر مشکل کجاست؟ هنوز یک سال از پیوندی که زدم نمیگذره ولی هنوز باید دارو مصرف کنم . هنوز چشمم خونریزی داره. 

یه عالمه حرف میزنم 

باز میگه چونه ت رو بذار اینجا و با اون دستگاه زل میزنه تو چشمم،میگه دختر پیوند چشمت  پس زده ،باز باید عمل کنی 

یخ میکنم ،میمیرم انتظار هر چیزی رو داشتم جز این حرف

نمیدونم چرا یهویی میگم یعنی کار متخصص خودم مشکل داشته؟

میگه استاد کارشون بی نقصه شاید بخاطر این حساسیت شما خودش بهتون رک نگفتن که پیوند پس زده

چند ماه قبل چقدر خوشحال بودم که همه چی تموم شده و راحت شدم از درد کشیدن ولی امروز برگشتم سر جای اولم و میدونم چه روزهایی انتظارم رو میکشه

 

تلگرام راحیل :

 

 

 

 

 

 

 

https://telegram.me/mamaniashegh

 

 ثبت نظر