ش | ی | د | س | چ | پ | ج |
1 | 2 | 3 | ||||
4 | 5 | 6 | 7 | 8 | 9 | 10 |
11 | 12 | 13 | 14 | 15 | 16 | 17 |
18 | 19 | 20 | 21 | 22 | 23 | 24 |
25 | 26 | 27 | 28 | 29 | 30 |
منیره حسینی
زن است دیگر گاهی [ پی ام اس ] یقه اش را در حین رانندگی میگیرد.
و آن زن چاره ای ندارد بجز این که پاچه ی آقای راننده ی پشت سرش را بگیرد و بخاطر این که خر خطابش کرده به او راه عبور ندهد و آنقدر آرام در آن خیابان باریک ِ یک طرفه رانندگی کند تا جان آن مرد به لبش برسد
زن است دیگر گاهی چراغ ها و بوقهای ممتد ِ راننده ی بی شعور پشت سرش برایش بی اهمیت میشود و لذت میبرد از دیدن زجر کشیدن و راه فرار نداشتن راننده ی بی شعور پشت سرش
لبخندهای رضایت یه زن ِ در بحران پی ام اس، از صدتا شیرینی خامه ای و مدال طلای مقام اولی هر مسابقه ای شیرین تره
پ.ن. : من و شوشو قادریم یه مسافرت ده روزه بریم و از لحظه ی حرکت تا برگشت به خونه ایــــــــــــــن موزیک رو گوش بدیم و خسته نشیم
همه جاده های شمالی رو با این موزیک طی کردیم و هیجان خونمون رفت بالا و لذتش رو بردیم
عاشقتم
راحیل خوشگل شیطون دوست داشتنی
یه دونه اییییییییییییی یه دونه و مهربون

ای وای من


من فک نکنم بتونم این کارو بکنم
راحیل من فقط یکم نگران گوش و اعصاب پسری شدم که عقب نشسته و شما تموم مسافرت یه اهنگ گوش دادین
دختر جان اونم خیلی آروم ننشسته بود یه خط در میون غر میزد ولی خو من و شوشو دو نفر بودیم ولی اون یه نفر و زورش به پدر و مادر مهربونش نمیرسید